<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>راه زینب</title>
		<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>زخم‌هایی که نمی‌شود پانسمانشان کرد </title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/زخم-هایی-که-نمی-شود-پانسمانشان-کردn</link>
			<pubDate>13:11:00 +0430 یکشنبه، 31 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1863818@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1782059978147.jpg?mtime=1782059987&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1782059978147.jpg?mtime=1782059987&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-416929 alignnone size-full&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;412&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;i&gt;&lt;b&gt;قابِ عکس‌ها همیشه بی‌رحم‌ترین جایِ دنیا بوده‌اند؛ همان‌جایی که زمان را در یک لحظه منجمد می‌کنند و برای همیشه با یک لبخند، با یک نگاه، با یک سرِ بالا گرفته، دستِ ما را از واقعیتِ آدم‌ها کوتاه می‌کنند. فرقی نمی‌کند این قاب میخِ به دیوار باشد، یا قاب تلویزیون.&lt;/b&gt;&lt;/i&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b style=&quot;&quot;&gt;این روزها حقیقت و مجازمان را پر از این قاب‌ها کرده‌اند. قاب‌هایی که مجموعه‌‌ای درهم‌تنیده‌ از خون و لبخند هستند. نگاه کردن به این عکس‌ها، تماشایِ یک آلبومِ ساده نیست؛ این دیدنِ تکه‌تکه شدنِ دنیایِ آدم‌هایی است که تا همین چند روز پیش، برایِ خودشان رؤیا داشتند، از خانه‌هایشان عطر غذاهایی به مشام می‌رسید که با چاشنی عشق پخت شده بودند، و حالا با چشم‌هایِ پرسش‌گرشان انگار از من می‌پرسند: «چرا؟» کاش زمان دست از لج‌بازی بردارد و برای یک بار هم که شده راهش را به عقب کج کند، اینجا بهترین دوربرگردانِ تاریخ است برای برگشتن به آن صورت‌هایِ خسته‌ای که هنوز رنگِ آرامشِ قبل از طوفان را دارند؛ چون این‌ها فقط «شهید» نیستند، این‌ها آرزوهایِ بربادرفته‌یِ یک نسل‌اند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;دلم می‌خواهد بنویسم تسلیت، اما کدام تسلیت؟ وقتی آن نگاهِ معصومِ تویِ تصویر حالا آتش می‌شود و در قلبم زبانه می‌کشد، لعنت به واژه‌ها که لکنت گرفته‌اند؛ نمی‌توانند از این چهره‌ها بنویسند، یا از لبنان، از این زخم‌های عمیقِ که بر جانش نشسته. زخم‌هایی که نمی‌شود پانسمانشان کرد، به گمانم واژه‌ها سوگوارند، اما اشکشان جاری نمی‌شود، نگاه به قاب‌هایِ لبنان و فلسطین نفس‌شان را بند آورده.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;و دنیا وقتِ پاک کردن شیشه‌هایِ عینکش را ندارد، به تماشا نشسته اما نمی‌خواهد ببیند. و ما&amp;#8230; ما مانده‌ایم با این حجم از نبودن، هیچ کاری هم نمی‌کنیم، انگار دلمان نمی‌خواهد تاریخ چیزی از ما بنویسد.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b style=&quot;&quot;&gt;✍️ احمدی| #طلبه_نوشت&lt;br /&gt;
#مدار_نوشتن&lt;br /&gt;
#سوژه_هفتگی&lt;br /&gt;
#به_قلم_خودم&lt;br /&gt;
#مرقومات_جنگی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/زخم-هایی-که-نمی-شود-پانسمانشان-کردn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1782059978147.jpg?mtime=1782059987"><img src="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1782059978147.jpg?mtime=1782059987" alt="" class="wp-image-416929 alignnone size-full" width="600" height="412" /></a><i><b>قابِ عکس‌ها همیشه بی‌رحم‌ترین جایِ دنیا بوده‌اند؛ همان‌جایی که زمان را در یک لحظه منجمد می‌کنند و برای همیشه با یک لبخند، با یک نگاه، با یک سرِ بالا گرفته، دستِ ما را از واقعیتِ آدم‌ها کوتاه می‌کنند. فرقی نمی‌کند این قاب میخِ به دیوار باشد، یا قاب تلویزیون.</b></i></p>

<p><b style="">این روزها حقیقت و مجازمان را پر از این قاب‌ها کرده‌اند. قاب‌هایی که مجموعه‌‌ای درهم‌تنیده‌ از خون و لبخند هستند. نگاه کردن به این عکس‌ها، تماشایِ یک آلبومِ ساده نیست؛ این دیدنِ تکه‌تکه شدنِ دنیایِ آدم‌هایی است که تا همین چند روز پیش، برایِ خودشان رؤیا داشتند، از خانه‌هایشان عطر غذاهایی به مشام می‌رسید که با چاشنی عشق پخت شده بودند، و حالا با چشم‌هایِ پرسش‌گرشان انگار از من می‌پرسند: «چرا؟» کاش زمان دست از لج‌بازی بردارد و برای یک بار هم که شده راهش را به عقب کج کند، اینجا بهترین دوربرگردانِ تاریخ است برای برگشتن به آن صورت‌هایِ خسته‌ای که هنوز رنگِ آرامشِ قبل از طوفان را دارند؛ چون این‌ها فقط «شهید» نیستند، این‌ها آرزوهایِ بربادرفته‌یِ یک نسل‌اند.</b></p>

<p><b>دلم می‌خواهد بنویسم تسلیت، اما کدام تسلیت؟ وقتی آن نگاهِ معصومِ تویِ تصویر حالا آتش می‌شود و در قلبم زبانه می‌کشد، لعنت به واژه‌ها که لکنت گرفته‌اند؛ نمی‌توانند از این چهره‌ها بنویسند، یا از لبنان، از این زخم‌های عمیقِ که بر جانش نشسته. زخم‌هایی که نمی‌شود پانسمانشان کرد، به گمانم واژه‌ها سوگوارند، اما اشکشان جاری نمی‌شود، نگاه به قاب‌هایِ لبنان و فلسطین نفس‌شان را بند آورده.</b></p>

<p><b>و دنیا وقتِ پاک کردن شیشه‌هایِ عینکش را ندارد، به تماشا نشسته اما نمی‌خواهد ببیند. و ما&#8230; ما مانده‌ایم با این حجم از نبودن، هیچ کاری هم نمی‌کنیم، انگار دلمان نمی‌خواهد تاریخ چیزی از ما بنویسد.</b></p>

<p><b style="">✍️ احمدی| #طلبه_نوشت<br />
#مدار_نوشتن<br />
#سوژه_هفتگی<br />
#به_قلم_خودم<br />
#مرقومات_جنگی</b></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/زخم-هایی-که-نمی-شود-پانسمانشان-کردn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/زخم-هایی-که-نمی-شود-پانسمانشان-کردn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863818</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>وداعی باتو اما بدون تو </title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/وداعی-باتو-اما-بدون-توn</link>
			<pubDate>13:10:00 +0430 شنبه، 30 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1863693@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;وداعی باتو اما بدون تو&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
اصلاً همه‌چیز از همان «وداع»ِ آخر شروع شد؛ همان وداعی که با تو بود و بدون تو!من بودم و قلبم و یادِ تو! از همان لحظه‌ای که گرهِ کورِ تقدیر، من را از نگاهت محروم کرد.&lt;br /&gt;
قبلِ رفتنت، خیالیم از بودنت تخت بود؛ راستش را بخواهی حتی پیگیرِ شنیدن صدایت نبودم، می‌دانستم که هستی، که یک‌جایی همین نزدیکی‌ها نفس می‌کشی و همین برایم کافی بود که دلم نلرزد. اما حالا؟ حالا هر بار که اسمِ تو می‌آید، انگار یک‌باره تمامِ ستون‌های این شهرِ بی‌دروپیکر سست می‌شود.&lt;br /&gt;
من مانده‌ام و این عادتِ لعنتی که هنوز هم وقتی یک خبرِ مهم می‌شود، گوشه‌یِ ذهنم می‌گردد دنبالِ اینکه «آقا چه می‌گوید؟». بعد یک‌لحظه مکث، نفسم حبس می‌شود و یادم می‌افتد که نه؛ خبری از آن جمله‌هایِ محکمت نیست.&lt;br /&gt;
دلم می‌خواهد بنویسم «دلتنگتم»، اما این کلمه خیلی کوچک‌تر از این است که دردِ این روزهایم را تعریف کند. من مانده‌ام و چشم‌هایی که التماسِ لمسِ نگاهت را دارند. من مانده‌ام با آوارِ نبودنت و کوهی از حرف‌هایی که فقط به خودت می‌شد گفت، حرف‌هایی که واژه‌هایش دست به دست هم چون طنابِ دار گلویم را می‌فشارند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عجب وداعِ سنگینی بود… انگار با تو، بخشی از حسِ امنیتم به آغوش خاک رفت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;✍️ احمدی| #طلبه_نوشت&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#رها_نویسی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#امامِ_شهیدم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#مرقومات_جنگی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/وداعی-باتو-اما-بدون-توn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وداعی باتو اما بدون تو&nbsp;<br />
اصلاً همه‌چیز از همان «وداع»ِ آخر شروع شد؛ همان وداعی که با تو بود و بدون تو!من بودم و قلبم و یادِ تو! از همان لحظه‌ای که گرهِ کورِ تقدیر، من را از نگاهت محروم کرد.<br />
قبلِ رفتنت، خیالیم از بودنت تخت بود؛ راستش را بخواهی حتی پیگیرِ شنیدن صدایت نبودم، می‌دانستم که هستی، که یک‌جایی همین نزدیکی‌ها نفس می‌کشی و همین برایم کافی بود که دلم نلرزد. اما حالا؟ حالا هر بار که اسمِ تو می‌آید، انگار یک‌باره تمامِ ستون‌های این شهرِ بی‌دروپیکر سست می‌شود.<br />
من مانده‌ام و این عادتِ لعنتی که هنوز هم وقتی یک خبرِ مهم می‌شود، گوشه‌یِ ذهنم می‌گردد دنبالِ اینکه «آقا چه می‌گوید؟». بعد یک‌لحظه مکث، نفسم حبس می‌شود و یادم می‌افتد که نه؛ خبری از آن جمله‌هایِ محکمت نیست.<br />
دلم می‌خواهد بنویسم «دلتنگتم»، اما این کلمه خیلی کوچک‌تر از این است که دردِ این روزهایم را تعریف کند. من مانده‌ام و چشم‌هایی که التماسِ لمسِ نگاهت را دارند. من مانده‌ام با آوارِ نبودنت و کوهی از حرف‌هایی که فقط به خودت می‌شد گفت، حرف‌هایی که واژه‌هایش دست به دست هم چون طنابِ دار گلویم را می‌فشارند.</p>

<p>عجب وداعِ سنگینی بود… انگار با تو، بخشی از حسِ امنیتم به آغوش خاک رفت.&nbsp;</p>

<p>✍️ احمدی| #طلبه_نوشت</p>

<p>#رها_نویسی</p>

<p>#امامِ_شهیدم</p>

<p>#مرقومات_جنگی</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/وداعی-باتو-اما-بدون-توn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/وداعی-باتو-اما-بدون-توn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863693</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران پیامی درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، صادر کردند.به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت</title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/پیام-رهبر-انقلاب-اسلامی-خطاب-به-ملت-ایران-پیامی-درباره-تفاهم-نامه-ایران-و-آمریکا</link>
			<pubDate>01:30:00 +0430 جمعه، 29 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1863420@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;موضوعات :معاونت ها و نهاد ریاست جمهوریانتخاب سردبیرپنج‌شنبه 28 خرداد 1405 - 21:01&lt;br /&gt;
رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، صادر کردند.&lt;br /&gt;
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، متن پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به این شرح است:&lt;br /&gt;
«بسم‌ الله‌ الرّحمن ‌الرّحیم&lt;br /&gt;
ملّت پرشور و باوفای ایران&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همان‌گونه که مطلع شُدید، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند و البته این رئیس‌جمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده می‌کرد.&lt;br /&gt;
بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌. ایشان همچنین تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف انواع نصرت‌ها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.&lt;br /&gt;
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سید مجتبی حسینی خامنه‌ای&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;28/خرداد/1405»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/پیام-رهبر-انقلاب-اسلامی-خطاب-به-ملت-ایران-پیامی-درباره-تفاهم-نامه-ایران-و-آمریکا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا</p>

<p>موضوعات :معاونت ها و نهاد ریاست جمهوریانتخاب سردبیرپنج‌شنبه 28 خرداد 1405 - 21:01<br />
رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه ایران و آمریکا، صادر کردند.<br />
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، متن پیام آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به این شرح است:<br />
«بسم‌ الله‌ الرّحمن ‌الرّحیم<br />
ملّت پرشور و باوفای ایران</p>

<p>همان‌گونه که مطلع شُدید، تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند و البته این رئیس‌جمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده می‌کرد.<br />
بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌. ایشان همچنین تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.&nbsp;<br />
امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف انواع نصرت‌ها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.<br />
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته</p>

<p>سید مجتبی حسینی خامنه‌ای&nbsp;</p>

<p>&nbsp;28/خرداد/1405»</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/پیام-رهبر-انقلاب-اسلامی-خطاب-به-ملت-ایران-پیامی-درباره-تفاهم-نامه-ایران-و-آمریکا">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/پیام-رهبر-انقلاب-اسلامی-خطاب-به-ملت-ایران-پیامی-درباره-تفاهم-نامه-ایران-و-آمریکا#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863420</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>محرمِ محرم‌هایم</title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/محرمِ-محرم-هایم</link>
			<pubDate>09:45:00 +0430 چهارشنبه، 27 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1863223@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;محرمِ محرم‌هایم&lt;br /&gt;
آدم عزادار، چشم و گوشش پیش عزیز از دست‌رفته‌اش است؛ هر طرف می‌چرخد عزیزش را می‌بیند و هر صدایی دلش را هوایی می‌کند؛ امشب که درِ روضه باز شد، من تمام بغض‌های فروخورده‌ی این چند ماه در گلویم شکست. نه برای مصیبت امام حسین علیه‌السلام، که آن آتشی است همیشگی، بغضم شکست برای تنها‌تر شدن این امت. برای خودم که عادت داشتم با لبخندت لبخند بزنم و با حزنت اندوهگین شوم. تو محرمِ محرم‌های من بودی تمام سال‌هایی که نمی‌توانستم بیرون بروم، پای تلویزیون با تو بر مصیبت جدت اشک می‌ریختم. امشب عجیب دلم می‌خواهد زیرنویس تلویزیون را بخوانم که تا دقایقی دیگر سخنرانی شما پخش می‌شود. اما افسوس که انگار زمان در آن لحظه تلخ رفتنت غروب کرده و دیگر قصد طلوع ندارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#امامِ_شهیدم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#طلبه_نوشت&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;✍️ احمدی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/محرمِ-محرم-هایم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>محرمِ محرم‌هایم<br />
آدم عزادار، چشم و گوشش پیش عزیز از دست‌رفته‌اش است؛ هر طرف می‌چرخد عزیزش را می‌بیند و هر صدایی دلش را هوایی می‌کند؛ امشب که درِ روضه باز شد، من تمام بغض‌های فروخورده‌ی این چند ماه در گلویم شکست. نه برای مصیبت امام حسین علیه‌السلام، که آن آتشی است همیشگی، بغضم شکست برای تنها‌تر شدن این امت. برای خودم که عادت داشتم با لبخندت لبخند بزنم و با حزنت اندوهگین شوم. تو محرمِ محرم‌های من بودی تمام سال‌هایی که نمی‌توانستم بیرون بروم، پای تلویزیون با تو بر مصیبت جدت اشک می‌ریختم. امشب عجیب دلم می‌خواهد زیرنویس تلویزیون را بخوانم که تا دقایقی دیگر سخنرانی شما پخش می‌شود. اما افسوس که انگار زمان در آن لحظه تلخ رفتنت غروب کرده و دیگر قصد طلوع ندارد.&nbsp;</p>

<p>#امامِ_شهیدم</p>

<p>#طلبه_نوشت</p>

<p>✍️ احمدی</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/محرمِ-محرم-هایم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/محرمِ-محرم-هایم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1863223</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌ قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه</title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/اطلاعیه-شماره-۳-ستاد-بزرگداشت-عروج-خونین-امام-مجاهد-شهید-حضرت-آیت-الله-العظمی-خامنه</link>
			<pubDate>07:55:00 +0430 شنبه، 23 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1862883@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌ قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»&lt;br /&gt;
در پی عروج خونین مرجع عالی‌قدر جهان تشیّع، رهبر حکیم انقلاب اسلامی و پرچمدار جبهه حق و مقاومت، امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی حسینی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه)، جهان اسلام در سوگ فقدان بزرگمردی نشسته است که سراسر عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امّت اسلامی سپری نمود. آن قائد شهید، با ایمان راسخ، مجاهدت خالصانه، صبر استوار و بصیرت الهی، همواره پرچم استقلال ایران عزیز و هدایت و عزت امّت اسلامی را برافراشته نگاه داشت؛ نام و یاد آن یگانه دوران در تاریخ ایران عزیز، جهان اسلام و در دل آزادگان عالم ماندگار خواهد بود.&lt;br /&gt;
ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف)، ضمن عرض تسلیت به محضر مبارک حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و همه ملّت‌های آزاده و دلبسته به راه حق، مراتب سپاس و قدردانی عمیق خود را از حضور پرشور و وفادارانه مردم مبعوث شده ایران اسلامی و همه دلدادگان اسلام و انقلاب اعلام می‌دارد.&lt;br /&gt;
پیرو اطلاعیه‌های پیشین این ستاد و با عنایت به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، به اطلاع عموم مردم شریف و عزادار می‌رساند مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر آن امام مجاهد شهید و اعضای خانواده ایشان، شهیدان بزرگوار دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، سیّده‌بشری حسینی خامنه‌ای، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی گلپایگانی (رضوان‌الله‌علیهم اجمعین) به شرح زیر برگزار خواهد شد:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&quot;&gt;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&lt;/a&gt; روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با نوزدهم و بیستم ماه محرم: مراسم وداع با پیکر مطهر در مصلای امام خمینی (قدّس‌سرّه) تهران.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&quot;&gt;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&lt;/a&gt; روز دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ویکم ماه محرم: مراسم تشییع در تهران.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&quot;&gt;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&lt;/a&gt; روز سه‌شنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ودوم ماه محرم: مراسم تشییع در شهر مقدّس قم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&quot;&gt;https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif&lt;/a&gt; روز پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌وچهارم ماه محرم و شب شهادت امام سجاد علیه‌السلام: مراسم تشییع در مشهد مقدس و تدفین در حرم ملکوتی امام‌رضا (علیه‌آلاف‌التحیة و الثناء)&lt;br /&gt;
از عموم مردم شریف و عزیز، آزادگان جهان، دلدادگان مکتب اسلام و علاقه‌مندان به‌ ایران دعوت می‌شود با حضور در این مراسم باشکوه، آن رهبر شهید را بدرقه کنند.&lt;br /&gt;
در پایان ضمن تشکر از تمهید و برنامه‌ریزی‌های گسترده‌‌ دستگاه‌های مسئول و گروه‌های مردمی برای برگزاری این رویداد، تأکید می‌شود نقش اصلی در برگزاری این مراسم را مردم شریف و همیشه‌درصحنه به‌عنوان صاحبان اصلی عزا برعهده خواهند داشت و جلوه باشکوه و بی‌نظیری از یک رویداد مردمی رقم خواهد خورد ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
جزئیات این مراسم متعاقباً به‌اطلاع عموم خواهد رسید.&lt;br /&gt;
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۲۳ خرداد ۱۴۰۵&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/اطلاعیه-شماره-۳-ستاد-بزرگداشت-عروج-خونین-امام-مجاهد-شهید-حضرت-آیت-الله-العظمی-خامنه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌ قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه</p>

<p>بسم الله الرّحمن الرّحیم</p>

<p>«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»<br />
در پی عروج خونین مرجع عالی‌قدر جهان تشیّع، رهبر حکیم انقلاب اسلامی و پرچمدار جبهه حق و مقاومت، امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی حسینی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه)، جهان اسلام در سوگ فقدان بزرگمردی نشسته است که سراسر عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امّت اسلامی سپری نمود. آن قائد شهید، با ایمان راسخ، مجاهدت خالصانه، صبر استوار و بصیرت الهی، همواره پرچم استقلال ایران عزیز و هدایت و عزت امّت اسلامی را برافراشته نگاه داشت؛ نام و یاد آن یگانه دوران در تاریخ ایران عزیز، جهان اسلام و در دل آزادگان عالم ماندگار خواهد بود.<br />
ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف)، ضمن عرض تسلیت به محضر مبارک حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و همه ملّت‌های آزاده و دلبسته به راه حق، مراتب سپاس و قدردانی عمیق خود را از حضور پرشور و وفادارانه مردم مبعوث شده ایران اسلامی و همه دلدادگان اسلام و انقلاب اعلام می‌دارد.<br />
پیرو اطلاعیه‌های پیشین این ستاد و با عنایت به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، به اطلاع عموم مردم شریف و عزادار می‌رساند مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر آن امام مجاهد شهید و اعضای خانواده ایشان، شهیدان بزرگوار دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، سیّده‌بشری حسینی خامنه‌ای، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی گلپایگانی (رضوان‌الله‌علیهم اجمعین) به شرح زیر برگزار خواهد شد:<br />
<a href="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif">https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif</a> روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با نوزدهم و بیستم ماه محرم: مراسم وداع با پیکر مطهر در مصلای امام خمینی (قدّس‌سرّه) تهران.</p>

<p><a href="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif">https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif</a> روز دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ویکم ماه محرم: مراسم تشییع در تهران.</p>

<p><a href="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif">https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif</a> روز سه‌شنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ودوم ماه محرم: مراسم تشییع در شهر مقدّس قم.</p>

<p><a href="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif">https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif</a> روز پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌وچهارم ماه محرم و شب شهادت امام سجاد علیه‌السلام: مراسم تشییع در مشهد مقدس و تدفین در حرم ملکوتی امام‌رضا (علیه‌آلاف‌التحیة و الثناء)<br />
از عموم مردم شریف و عزیز، آزادگان جهان، دلدادگان مکتب اسلام و علاقه‌مندان به‌ ایران دعوت می‌شود با حضور در این مراسم باشکوه، آن رهبر شهید را بدرقه کنند.<br />
در پایان ضمن تشکر از تمهید و برنامه‌ریزی‌های گسترده‌‌ دستگاه‌های مسئول و گروه‌های مردمی برای برگزاری این رویداد، تأکید می‌شود نقش اصلی در برگزاری این مراسم را مردم شریف و همیشه‌درصحنه به‌عنوان صاحبان اصلی عزا برعهده خواهند داشت و جلوه باشکوه و بی‌نظیری از یک رویداد مردمی رقم خواهد خورد ان‌شاءالله.<br />
جزئیات این مراسم متعاقباً به‌اطلاع عموم خواهد رسید.<br />
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی</p>

<p>۲۳ خرداد ۱۴۰۵&nbsp;&nbsp;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/اطلاعیه-شماره-۳-ستاد-بزرگداشت-عروج-خونین-امام-مجاهد-شهید-حضرت-آیت-الله-العظمی-خامنه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/اطلاعیه-شماره-۳-ستاد-بزرگداشت-عروج-خونین-امام-مجاهد-شهید-حضرت-آیت-الله-العظمی-خامنه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1862883</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بعد از تو</title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/بعد-از-تو-9</link>
			<pubDate>11:47:00 +0430 پنجشنبه، 7 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1860720@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم لحظه‌های بعد از تو را ببینم؛ نه این‌که خودم را از فکرِ نبودنت منع کرده باشم، نه؛ اصلاً این نبودن به ذهنم خطور نکرده بود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همان‌گونه که هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم ماندن، این‌همه درد داشته باشد. اما حالا، تمام سلول‌های وجودم اندوهِ نبودنت را فریاد می‌زنند؛ و من، با تمامِ زخم‌هایم، اینجا به حسرتِ جاماندن دچارم. چقدر درد دارد زنده‌ماندن، و چقدر سخت‌جانم که بعد از تو مانده‌ام. چقدر حیف که ماندم و فداییِ تو نشدم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امروز، اولین عید قربانِ بعد از توست؛&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و من، در آستانه‌ی این عید، فقط دعا می‌کنم پیش از آن‌که قربانی دیگر از راه برسد، لایقِ قربانی‌شدنِ راهت باشم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;قربان علی که نشدیم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;یا الله&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;قربانِ مجتبی کن ما را&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;✍️احمدی | #طلبه_نوشت&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;@barayezohoor&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;video controls=&quot;controls&quot; poster=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779952465454_std.original.jpg&quot;&gt;&lt;source src=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779952465454.mp4?mtime&quot; /&gt;&lt;/video&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/بعد-از-تو-9&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم لحظه‌های بعد از تو را ببینم؛ نه این‌که خودم را از فکرِ نبودنت منع کرده باشم، نه؛ اصلاً این نبودن به ذهنم خطور نکرده بود.</p>

<p>همان‌گونه که هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم ماندن، این‌همه درد داشته باشد. اما حالا، تمام سلول‌های وجودم اندوهِ نبودنت را فریاد می‌زنند؛ و من، با تمامِ زخم‌هایم، اینجا به حسرتِ جاماندن دچارم. چقدر درد دارد زنده‌ماندن، و چقدر سخت‌جانم که بعد از تو مانده‌ام. چقدر حیف که ماندم و فداییِ تو نشدم.</p>

<p>امروز، اولین عید قربانِ بعد از توست؛</p>

<p>و من، در آستانه‌ی این عید، فقط دعا می‌کنم پیش از آن‌که قربانی دیگر از راه برسد، لایقِ قربانی‌شدنِ راهت باشم.</p>

<p>قربان علی که نشدیم</p>

<p>&nbsp;یا الله</p>

<p>&nbsp;قربانِ مجتبی کن ما را</p>

<p>✍️احمدی | #طلبه_نوشت</p>

<p>@barayezohoor</p>

<p><video controls="controls" poster="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779952465454_std.original.jpg"><source src="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779952465454.mp4?mtime" /></video></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/بعد-از-تو-9">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/بعد-از-تو-9#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1860720</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>امید در قابِ سوگ </title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/امید-در-قابِ-سوگn</link>
			<pubDate>07:50:00 +0430 جمعه، 1 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1859877@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779477507042.jpg?mtime=1779477521&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779477507042.jpg?mtime=1779477521&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-416056 alignnone size-full&quot; width=&quot;451&quot; height=&quot;600&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سفره‌ای که هنوز پهن است&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
مادر سفره را این بار گوشه‌ی دنج خانه پهن می‌کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از همان روزی که آرام نگاهش را از تلویزیون می‌گیرد؛ همان روزی که اشک دید ما را تار کرد؛ اما انگار مادر از او مهلت خواسته تا کمر خانه خم نشود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سفره‌ی سبز صلواتی که حالا دیگر فقط یک سفره نیست. اهالی هنوز برای نذر و توسل سراغش می‌آیند، می‌برند و برمی‌گردانند، اما بیشترِ اوقات پهن است؛ انگار جزئی از دیوار و درِ این خانه شده باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;کنارش می‌نشینم و توسل می‌خوانم؛ چشم‌هایم مشغولِ شست‌وشوی مسیرِ استجابت می‌شوند. خواهرم «فرج» را که می‌خواند، صدایش در «یا علیُ» می‌شکند؛ انگار صدایش در گرهِ روسری‌اش گیر می‌کند. برادرِ سربازم وقتی می‌گوید: «وَ لا أَستَعینُ بِحاکِمٍ غَیرِکَ، حاشاک» نگاهش روی سفره می‌ماند. نمی‌دانم در دلش چه می‌گذرد، فقط می‌بینم انگشت‌هایش دانه‌های تسبیح را سفت‌تر می‌گیرند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پدر که می‌رسد، خریدها را روی پارچه‌ی سبز می‌گذارد. ما کتاب‌ها را کنار عکس‌نوشته‌های شهدا می‌چینیم و برگه‌های دعا را روی شکلات‌ها مراتب می‌کنیم. مادر نوه‌ها را به آشپزخانه می‌برد تا آشِ رشته را هم بزنند. دعایی که بعد از مادر با نَفَس‌های معصومانه‌شان تکرار می‌کنند؛ چاشنی آش می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بعد از شام، وقت رفتن که می‌شود، باز مادر است که یکی‌یکی سربندها را می‌بندد. پرچم‌ها را دست بچه‌ها می‌دهد. هیچ‌کدام دست‌خالی از در بیرون نمی‌روند. بسته‌ها و دیگِ آش را هم پدر و برادرم برمی‌دارند. ما در تکاپوی رفتن به میدان، سفره اما آرام همان گوشه دنج میزبانِ قرآن و تسبیح، منتظر بازگشت‌مان می‌ماند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خانه‌ی ما کمتر از پانصد متر با پایگاه فاصله دارد. شب‌ها صدای تکبیرِ نماز مغرب که از بلندگوی مسجدِ پایگاه توی کوچه می‌پیچد، از پنجره رد می‌شود و رویِ سبزیِ سفره می‌نشیند؛ انگار در و دیوارِ خانه دوباره جان می‌گیرند. اینجا، خانه هنوز ایستاده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;✍️احمدی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#مرقومات_جنگی&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#به_قلم_خودم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/امید-در-قابِ-سوگn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779477507042.jpg?mtime=1779477521"><img src="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/wp-1779477507042.jpg?mtime=1779477521" alt="" class="wp-image-416056 alignnone size-full" width="451" height="600" /></a></p>

<p>سفره‌ای که هنوز پهن است&nbsp;<br />
مادر سفره را این بار گوشه‌ی دنج خانه پهن می‌کند.</p>

<p>از همان روزی که آرام نگاهش را از تلویزیون می‌گیرد؛ همان روزی که اشک دید ما را تار کرد؛ اما انگار مادر از او مهلت خواسته تا کمر خانه خم نشود.</p>

<p>سفره‌ی سبز صلواتی که حالا دیگر فقط یک سفره نیست. اهالی هنوز برای نذر و توسل سراغش می‌آیند، می‌برند و برمی‌گردانند، اما بیشترِ اوقات پهن است؛ انگار جزئی از دیوار و درِ این خانه شده باشد.</p>

<p>کنارش می‌نشینم و توسل می‌خوانم؛ چشم‌هایم مشغولِ شست‌وشوی مسیرِ استجابت می‌شوند. خواهرم «فرج» را که می‌خواند، صدایش در «یا علیُ» می‌شکند؛ انگار صدایش در گرهِ روسری‌اش گیر می‌کند. برادرِ سربازم وقتی می‌گوید: «وَ لا أَستَعینُ بِحاکِمٍ غَیرِکَ، حاشاک» نگاهش روی سفره می‌ماند. نمی‌دانم در دلش چه می‌گذرد، فقط می‌بینم انگشت‌هایش دانه‌های تسبیح را سفت‌تر می‌گیرند.</p>

<p>پدر که می‌رسد، خریدها را روی پارچه‌ی سبز می‌گذارد. ما کتاب‌ها را کنار عکس‌نوشته‌های شهدا می‌چینیم و برگه‌های دعا را روی شکلات‌ها مراتب می‌کنیم. مادر نوه‌ها را به آشپزخانه می‌برد تا آشِ رشته را هم بزنند. دعایی که بعد از مادر با نَفَس‌های معصومانه‌شان تکرار می‌کنند؛ چاشنی آش می‌شود.</p>

<p>بعد از شام، وقت رفتن که می‌شود، باز مادر است که یکی‌یکی سربندها را می‌بندد. پرچم‌ها را دست بچه‌ها می‌دهد. هیچ‌کدام دست‌خالی از در بیرون نمی‌روند. بسته‌ها و دیگِ آش را هم پدر و برادرم برمی‌دارند. ما در تکاپوی رفتن به میدان، سفره اما آرام همان گوشه دنج میزبانِ قرآن و تسبیح، منتظر بازگشت‌مان می‌ماند.&nbsp;</p>

<p>خانه‌ی ما کمتر از پانصد متر با پایگاه فاصله دارد. شب‌ها صدای تکبیرِ نماز مغرب که از بلندگوی مسجدِ پایگاه توی کوچه می‌پیچد، از پنجره رد می‌شود و رویِ سبزیِ سفره می‌نشیند؛ انگار در و دیوارِ خانه دوباره جان می‌گیرند. اینجا، خانه هنوز ایستاده است.</p>

<p>✍️احمدی</p>

<p>#مرقومات_جنگی</p>

<p>#به_قلم_خودم</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/امید-در-قابِ-سوگn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/امید-در-قابِ-سوگn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1859877</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>غدیر</title>
			<link>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/غدیر-273</link>
			<pubDate>13:40:00 +0430 یکشنبه، 20 اردیبهشت 1405</pubDate>			<dc:creator>“لَئالیُ النُور”</dc:creator>
			<category domain="main">سردار دلها</category>			<guid isPermaLink="false">1858377@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;زود زنگ محرم نزنید، غدیر در پیش است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;video controls=&quot;controls&quot; poster=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/1000094917_std.original.jpg&quot;&gt;&lt;source src=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/1000094917.mp4?mtime&quot; /&gt;&lt;/video&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yazeynab313.kowsarblog.ir/غدیر-273&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زود زنگ محرم نزنید، غدیر در پیش است.</p>

<p><video controls="controls" poster="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/1000094917_std.original.jpg"><source src="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/media/blogs/yazeynab313/mobile/1000094917.mp4?mtime" /></video></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://yazeynab313.kowsarblog.ir/غدیر-273">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/غدیر-273#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://yazeynab313.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1858377</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
