راه زینب

  • خانه 
  • در جستجوی گمشده‌ی جان در وادی عشق و معرفت... 

در جستجوی گمشده‌ی جان در وادی عشق و معرفت...

💫درود بر جویندگان نور! 

من طلبه‌ای هستم دل‌باخته‌ی علم و آگاهی.  

و ‘راه زینب’، کاروانسرایی است برای اندیشه‌های سرگردان،  

جایی که کلمات، چون ستاره‌های درخشان،  

آسمان دل‌ها را می‌آرایند و روشنی می‌بخشند.  

اینجا محفل ادغام اندیشه‌هاست؛  

محلی که هر واژه، نغمه‌ای از عشق و آگاهی را در آغوش می‌کشد.  

در سکوت دل، صدای عشق را می‌شنویم،  

و در این سفر معنوی،  

با الهام از بانوی صبر، راوی حقیقی کربلا،  

دل‌هایمان را در آتش معرفت روشن کنیم  

و در باغ بی‌کران حقیقت، بذر آگاهی بکاریم.  

در اینجا، هر کلمه، شعری است از عشق و هر جمله، نغمه‌ای است از حقیقت.  

به امید آنکه در این سفر، چراغی از نور و دانایی در دل‌هایمان روشن شود  

و به سرچشمه‌ی حقیقت نزدیک‌تر گردیم.✨️

محرمِ محرم‌هایم

27 خرداد 1405 توسط “لَئالیُ النُور”

محرمِ محرم‌هایم
آدم عزادار، چشم و گوشش پیش عزیز از دست‌رفته‌اش است؛ هر طرف می‌چرخد عزیزش را می‌بیند و هر صدایی دلش را هوایی می‌کند؛ امشب که درِ روضه باز شد، من تمام بغض‌های فروخورده‌ی این چند ماه در گلویم شکست. نه برای مصیبت امام حسین علیه‌السلام، که آن آتشی است همیشگی، بغضم شکست برای تنها‌تر شدن این امت. برای خودم که عادت داشتم با لبخندت لبخند بزنم و با حزنت اندوهگین شوم. تو محرمِ محرم‌های من بودی تمام سال‌هایی که نمی‌توانستم بیرون بروم، پای تلویزیون با تو بر مصیبت جدت اشک می‌ریختم. امشب عجیب دلم می‌خواهد زیرنویس تلویزیون را بخوانم که تا دقایقی دیگر سخنرانی شما پخش می‌شود. اما افسوس که انگار زمان در آن لحظه تلخ رفتنت غروب کرده و دیگر قصد طلوع ندارد. 

#امامِ_شهیدم

#طلبه_نوشت

✍️ احمدی

 نظر دهید »

اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌ قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه

23 خرداد 1405 توسط “لَئالیُ النُور”

اطلاعیه شماره ۳ ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای‌ قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
در پی عروج خونین مرجع عالی‌قدر جهان تشیّع، رهبر حکیم انقلاب اسلامی و پرچمدار جبهه حق و مقاومت، امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی حسینی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه)، جهان اسلام در سوگ فقدان بزرگمردی نشسته است که سراسر عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امّت اسلامی سپری نمود. آن قائد شهید، با ایمان راسخ، مجاهدت خالصانه، صبر استوار و بصیرت الهی، همواره پرچم استقلال ایران عزیز و هدایت و عزت امّت اسلامی را برافراشته نگاه داشت؛ نام و یاد آن یگانه دوران در تاریخ ایران عزیز، جهان اسلام و در دل آزادگان عالم ماندگار خواهد بود.
ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف)، ضمن عرض تسلیت به محضر مبارک حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و همه ملّت‌های آزاده و دلبسته به راه حق، مراتب سپاس و قدردانی عمیق خود را از حضور پرشور و وفادارانه مردم مبعوث شده ایران اسلامی و همه دلدادگان اسلام و انقلاب اعلام می‌دارد.
پیرو اطلاعیه‌های پیشین این ستاد و با عنایت به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، به اطلاع عموم مردم شریف و عزادار می‌رساند مراسم وداع، تشییع و تدفین پیکر مطهر آن امام مجاهد شهید و اعضای خانواده ایشان، شهیدان بزرگوار دکتر مصباح‌الهدی باقری‌کنی، سیّده‌بشری حسینی خامنه‌ای، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی گلپایگانی (رضوان‌الله‌علیهم اجمعین) به شرح زیر برگزار خواهد شد:
https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با نوزدهم و بیستم ماه محرم: مراسم وداع با پیکر مطهر در مصلای امام خمینی (قدّس‌سرّه) تهران.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روز دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ویکم ماه محرم: مراسم تشییع در تهران.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روز سه‌شنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌ودوم ماه محرم: مراسم تشییع در شهر مقدّس قم.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روز پنج‌شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیست‌وچهارم ماه محرم و شب شهادت امام سجاد علیه‌السلام: مراسم تشییع در مشهد مقدس و تدفین در حرم ملکوتی امام‌رضا (علیه‌آلاف‌التحیة و الثناء)
از عموم مردم شریف و عزیز، آزادگان جهان، دلدادگان مکتب اسلام و علاقه‌مندان به‌ ایران دعوت می‌شود با حضور در این مراسم باشکوه، آن رهبر شهید را بدرقه کنند.
در پایان ضمن تشکر از تمهید و برنامه‌ریزی‌های گسترده‌‌ دستگاه‌های مسئول و گروه‌های مردمی برای برگزاری این رویداد، تأکید می‌شود نقش اصلی در برگزاری این مراسم را مردم شریف و همیشه‌درصحنه به‌عنوان صاحبان اصلی عزا برعهده خواهند داشت و جلوه باشکوه و بی‌نظیری از یک رویداد مردمی رقم خواهد خورد ان‌شاءالله.
جزئیات این مراسم متعاقباً به‌اطلاع عموم خواهد رسید.
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی

۲۳ خرداد ۱۴۰۵  

 نظر دهید »

بعد از تو

07 خرداد 1405 توسط “لَئالیُ النُور”

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم لحظه‌های بعد از تو را ببینم؛ نه این‌که خودم را از فکرِ نبودنت منع کرده باشم، نه؛ اصلاً این نبودن به ذهنم خطور نکرده بود.

همان‌گونه که هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم ماندن، این‌همه درد داشته باشد. اما حالا، تمام سلول‌های وجودم اندوهِ نبودنت را فریاد می‌زنند؛ و من، با تمامِ زخم‌هایم، اینجا به حسرتِ جاماندن دچارم. چقدر درد دارد زنده‌ماندن، و چقدر سخت‌جانم که بعد از تو مانده‌ام. چقدر حیف که ماندم و فداییِ تو نشدم.

امروز، اولین عید قربانِ بعد از توست؛

و من، در آستانه‌ی این عید، فقط دعا می‌کنم پیش از آن‌که قربانی دیگر از راه برسد، لایقِ قربانی‌شدنِ راهت باشم.

قربان علی که نشدیم

 یا الله

 قربانِ مجتبی کن ما را

✍️احمدی | #طلبه_نوشت

@barayezohoor

 نظر دهید »

امید در قابِ سوگ 

01 خرداد 1405 توسط “لَئالیُ النُور”

سفره‌ای که هنوز پهن است 
مادر سفره را این بار گوشه‌ی دنج خانه پهن می‌کند.

از همان روزی که آرام نگاهش را از تلویزیون می‌گیرد؛ همان روزی که اشک دید ما را تار کرد؛ اما انگار مادر از او مهلت خواسته تا کمر خانه خم نشود.

سفره‌ی سبز صلواتی که حالا دیگر فقط یک سفره نیست. اهالی هنوز برای نذر و توسل سراغش می‌آیند، می‌برند و برمی‌گردانند، اما بیشترِ اوقات پهن است؛ انگار جزئی از دیوار و درِ این خانه شده باشد.

کنارش می‌نشینم و توسل می‌خوانم؛ چشم‌هایم مشغولِ شست‌وشوی مسیرِ استجابت می‌شوند. خواهرم «فرج» را که می‌خواند، صدایش در «یا علیُ» می‌شکند؛ انگار صدایش در گرهِ روسری‌اش گیر می‌کند. برادرِ سربازم وقتی می‌گوید: «وَ لا أَستَعینُ بِحاکِمٍ غَیرِکَ، حاشاک» نگاهش روی سفره می‌ماند. نمی‌دانم در دلش چه می‌گذرد، فقط می‌بینم انگشت‌هایش دانه‌های تسبیح را سفت‌تر می‌گیرند.

پدر که می‌رسد، خریدها را روی پارچه‌ی سبز می‌گذارد. ما کتاب‌ها را کنار عکس‌نوشته‌های شهدا می‌چینیم و برگه‌های دعا را روی شکلات‌ها مراتب می‌کنیم. مادر نوه‌ها را به آشپزخانه می‌برد تا آشِ رشته را هم بزنند. دعایی که بعد از مادر با نَفَس‌های معصومانه‌شان تکرار می‌کنند؛ چاشنی آش می‌شود.

بعد از شام، وقت رفتن که می‌شود، باز مادر است که یکی‌یکی سربندها را می‌بندد. پرچم‌ها را دست بچه‌ها می‌دهد. هیچ‌کدام دست‌خالی از در بیرون نمی‌روند. بسته‌ها و دیگِ آش را هم پدر و برادرم برمی‌دارند. ما در تکاپوی رفتن به میدان، سفره اما آرام همان گوشه دنج میزبانِ قرآن و تسبیح، منتظر بازگشت‌مان می‌ماند. 

خانه‌ی ما کمتر از پانصد متر با پایگاه فاصله دارد. شب‌ها صدای تکبیرِ نماز مغرب که از بلندگوی مسجدِ پایگاه توی کوچه می‌پیچد، از پنجره رد می‌شود و رویِ سبزیِ سفره می‌نشیند؛ انگار در و دیوارِ خانه دوباره جان می‌گیرند. اینجا، خانه هنوز ایستاده است.

✍️احمدی

#مرقومات_جنگی

#به_قلم_خودم

 نظر دهید »

غدیر

20 اردیبهشت 1405 توسط “لَئالیُ النُور”

زود زنگ محرم نزنید، غدیر در پیش است.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 14
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

راه زینب

جستجو

موضوعات

  • همه
  • انتظار، امام زمان (عج)
  • بانوی صبر اسوه مقاومت
  • بدون موضوع
  • خوراک ذهن
  • خوش آمدید
  • سردار دلها
  • شهردار تهران
  • چرا طلبگی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس