یکی دلبسته و دیگری وا بسته
17 آذر 1404 توسط “لَئالیُ النُور”
یکی دلبسه و دیگری وا بسته صدای کوبیدن در آمد، همه همدیگر را نگاه میکردند، کوچکترشان بودم به ناچار بلند شدم. راهرو، بالکن، پلههای خوشتراش و حیاط خاکی خانهباغِ پدری را به دو طی کردم.در را باز کردم. کسی خودش را پرتِ در آغوشم کرد. چند قدم به عقب هل… بیشتر »